آرامش در قرآن
نزد ابليس مرگ هيچ يک از مؤمنان، از مرگ فقيه محبوب تر نيست . [امام صادق عليه السلام]
آرامش در قرآن
::تعداد بازديد کنندگان::

10383

::بازديد امروز::

3

 
::موضوعات وبلاگ ::

مذهب

::اوقات شرعي ::

 
::درباره خودم::
آرامش در قرآن
مدير وبلاگ : حسن عسکري[5]
نويسندگان وبلاگ :
درمحضر قرآن وعترت[0]

::لينک به لوگوي من::
آرامش در قرآن
::لينک به دوستان::
::لوگوي وبلاگ دوستان::











::جستجوي سريع ::
 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

::آواي آشنا::

::اشتراک ::

نام:

ايميل:

 

::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

::آرشيو ::

مقدمه
(راه اول -ايمان)
(راه دوم-ذکر)
(راه سوم - توکل)


نويسنده مطالب زير:   حسن عسکري  

تقوي از ماده (وقايه) به معني نگهداري است وبه اين معني که انسان خود را از زشتيها وبديها


وآلودگيها وگناهان نگه مي دارد.قوي يک نيروي کنترل دروني است که انسان را در برابر طغيان


 شهوات حفظ مي کند ودرواقع نقش ترمز نيرومندي را دارد که ماشين وجود انسان را در پرتگاهها


 حفظ واز تند رويهاي خطرناک ، باز مي دارد.به همين دليل امير المؤمنين علي (ع)تقوا را به عنوان


دژنيرومند دربرابر خطرات گناه شمرده است.آنجا که مي فرمايد:


" اعلموا عبادالله آنّ التقوي دار حصن عزيز"(اي بندگان خدا ! بدانيد که تقوا قلعه ا ي محکم وغيرقابل


 نفوذ است.)در مورد تقوا هم آيات فراواني در قرآن آمده اسصت يکي از آياتي که به موضوع ما مربوط


 مي شود ومي توان اين برداشت را از آن داشت که تقوي از عوامل آرامش است،آيه شريفة:


(الا انّ اولياء الله لاخوف عليهم ولا هم يحزنون الّذين آمنوا وکانوا يتّقون لهم البشري في الحيوه الدنيا والآخره....)‹‹ آگاه با شيد (دوستان و) اولياي خدا نه ترسي دارند ونه غمگين مي شوند همانا که


ايمان آوردندو(از مخالفت فرمان خدا)پرهيز مي کردند در زندگي دنيا وآخرت،شاد(ومسرور)ند.که دراين


 آيه اهل ايمان وتقوا را بشارت داده است که براي آنها در دنيا وآخرت ترس وناراحتي وجود نداردو


آنها در امنيت وآرامش به سر مي برند.در مجمع البيان آمده است که : خوف از نظر معني با فزع


 وجزع نظير يکديگرندوآن اضطراب دل از وقوع امري ناگوار است.ومقابل آن امنيت وآرامش است


 .وحزن ، سختي اندوه است ومقابل آن سرور وخوشحالي است.


پس با توجه به اين آيه مي توان گفت که دوستان واولياي الهي که خود را متصف به دو صفت ايمان


 وتقوا کرده با شند، در دنيا وآخرت در امنيت وآرامش به سر مي برند واين وعده اي است از طرف


خدا وند ، وخداوند هم خلف وعده نمي کند.


دو نکته از الميزان ذيل اين آيه:


1-قرآن با آوردن کلمة (آمنوا ) فهمانده است که اولياء خدا قبل از ايمان آوردن تقوايي مستمر داشته اند .فرموده :(الّذين آمنوا) وسپس بر اين جمله عطف کرده که (وکانوا يتّقون) وبا آوردن اين جمله


مي فهماند که اولياء خدا قبل از تحقق ايمان از آنان دائما تقوي داشته اند ومعلوم مي شود که


 ايمان ابتدايي مسبوق به تقوا نيست بلکه ايمان وتقواي افرادمعمولي متقاربندوبا هم پيدا


 مي شوند ويا بر عکس اولياء خدا ، اوّل ايمان در آنان پيدا مي شود وبعدا به تدريج داراي تقوا


مي گردند، آن هم تقوايي مستمر ودائمي.پس منظور از ايمان مرتبة ديگري از مراتب ايمان است


غير از مرتبةاوّل که در افراد معمولي يافت مي شود.


2-ترس وناراحتي که از احوال طبيعي وعارضي انسانهاست ويک امر فطري به حساب مي آيد، چگونه مي توان آن را از وجود اوليائ خدا منتفي دانست ؟در پاسخ بايد گفت :حزن وخوف از احوال طبيعي وعارضي


 است که در طبيعت همة انسانهاوجود دارد لکن چون کسي که توحيد سراسر وجودش را فرا گرفته


 است ، خوف واندوه وحبّ وبغض را از خدا مي داندواين اولياءالهي از هيچ چيزي نه در دنيا ونه


در آخرت نمي ترسندواندوهناک نمي شوند وتنها ترسي که دارند از خداي سبحان است.


آري کساني که اين دو رکن اساسي ايمان وتقوا را داشته باشند چنان آرامش را


در درون جان خود احساس مي کنند که هيچ يک از طوفانهاي زندگي آنها را تکان


نمي دهد. بلکه به مضمون روايت (المؤمن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف )


همچون کوه در برابر تند باد حوادث استقامت به خرج مي دهند.


 


موضوعات يادداشت
يکشنبه 23/7/1385   ساعت 11:5 صبح
Copyright ©  www.persian templates.com

 ©templatedesigned by: http://askari110.blogfa.com